حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سه‌شنبه

قیامت

هنوز چشمانم در حسرت آخرین دیدار میگرید
در صدایم جز انعکاس صدایت چیزی نیست
در نگاهم تمنای اولین نگاهت
و
دستانم،
هنوز در حسرت لمس تن توست

چه معصومانه و کودکانه
خواستی‌ بمانم

 التماس میکردی،
التماس می‌کنم
اما
در خفا

فریاد میزدی،
فریاد میزنم

اما
بیصدا

و اکنون،

در گوشم هر ثانیه طنین می‌اندازد صدایت

"ترکم کنی‌، خونم به گردن توست"
"دیگر قرارمان به قیامت"

تقویم را نگاه کن
امروز قیامت من است






سیگار پشت سیگار

سیگار پشت سیگار
دردی مبهم است در نگاهم،
که هر چند وقت یک بار
دود سیگارم
بروی آینه اتاقم نقش میزند
.
.
من در آیینه دود زده
تصویر ترا میبینم
که به من می‌خندی
و تو انگار هنوز
منتظر، مبهوتی
که ترا باز به درونم بکشم....
.
.
در پوکِ هر سیگار
تو مرا میخوانی‌ به کنارت انگار
به درونم برگرد،
تو سرا پا همه عشق،
جاده شُش هایم،
آب و جاروب شده به هزار تک سرفه
.
.
باز هم یک سیگار
باز یک تک سرفه
یا تو امروز بیا
بوسه بارانم کن
یا که بگذار عزیز
در غبار تلخ نا باوری نبودنت
گم در آئینه شوم
تا که باور بکنی‌ 
عاقبت از دردت
مثل سیگار
ترا دود شدم.


ندا.م

Feb. 7th Vancouver





هوس بوسه

شبها که من نیستم

به لالائی کدام سنجاقک آرام میگیری؟

 کدام پروانه بالهایش را تنپوش تو می‌کند؟

کدامین نیلوفر سفید رختخوابت خواهد شد

چه کسی‌ موهای آشفته ترا شانه میزند

بیا عزیز دل‌ که منهم مثل تو پشیمانم

دلم هوس بوسه ها‌یت کرده






۱۳۸۹ بهمن ۱۷, یکشنبه

ماهی‌

ماهی‌ بودن اصلا سخت نیست،

دو سه بار که بر خلاف آنچه همه قبول دارند عمل کنی‌ عادت میکنی‌، بعدش میبینی‌ خودت ماهی‌ شدی و خبر نداری. این فقط ماهی‌ تو آب نیست که بر خلاف رودخانه می‌تونه شنا کنه. آخه مزه دنیا به همینه.
 
 

خاطره شدم؟

تو فانوس چشمانم را میجویی
و من
بیخبر از همه جا
در التماس نگاه آشنایت
به تاریکی‌ هیچ غریبه‌ای تن‌ ندادم
فکر کردم، تنهایی و مرا میخوانی‌
خاطره شدم؟
تخته پاره خوانده‌ای خاطراتم را؟

آری؛
و چه نامردانه
در این جستجو
تو
هر فانوس را چشم من خواندی

حالا من رسید ام
اما
چرا هنوز موج دریا‌‌ی دلت را
به دیواره فانوس دریایی میزنی که من نیستم،

انگار میخواهی‌ باور کنم
که من و خاطرتم
تخته پاره‌ای بیش نبوده و نیستیم
یا

شاید برای تو شکستن فانوس من

آسان تر بود؟