من سالهاست
که هر روز عاشقانه از خواب بیدار میشوم
من شبها
با خیال عشقی بزرگ به خواب میروم
مردی دوستم دارد
نه!!!! عاشق من است
در خواب او اسب سواریست
که روی شانههایش ستارههای امید من سوارند
مردیست
که میداند زن بودنم یعنی
با تمام وجود خواستن
میداند
زن در عشق غرور نمیشناسد
غرور زن
زیر دست و پای عشق همیشه فدا میشود
تمامی اینها را میداند
اما
به رویم نمیزند
این مرد هیچ وقت
از تکرار دوستت دارمها خسته نمیشود
و شنیدن صدایم
برایش آواز پرندگان سحریست
آغوشم حَرَم توبه هایش
و سینهام تکه گاه سر خسته اوست
خواب میبینم و این خواب لعنتی
هر بار که بیدار میشوم
تعبیرش چیزی جز جدائی نیست
دیگر باورم شده
که همیشه خواب بودن
بهتر از بیداریست
بگویید اگر بیهوده میگویم
شما باشید هیچ از خواب بیدار میشوید؟؟؟؟؟












