به پر خیال خویش
پرواز را نشانه کرده ام
روبرویم جادهای ابریشمی
ابریشم سفید،
نه صورتی؟
نه
من فقط سبز دوست دارم
ابریشمی سبز
به هر طرف نگاهم میچرخد
گل است و چمن
پروانه ای پرید
یک قناری زرد
با نغمهاش
او را تحسین میکند
چه شاعرانه است سفرم
تنم بلور سفید
گونههایم از سیب سرختر
لبم را سرخ کرده ام
اما
خبر رسید
او عنابی دوست دارد
ای داد
عناب از کجا آورم؟
هایای سنجاقک
از دو زلفم بپر
خبرم داده که زلفانم را
آشفته ستایش دارد.
سینههایم شوخ است
هوس از لابلای نفسم میریزد
جاده هم طولانیست
ای نسیم فوتی کن،
من خیالاتم را
بر سر دو راهی رسیدن و
مات شدن
محو او گشتن و آواره شدن
گم کردم
تو مرا به او ببر

پرواز را نشانه کرده ام
روبرویم جادهای ابریشمی
ابریشم سفید،
نه صورتی؟
نه
من فقط سبز دوست دارم
ابریشمی سبز
به هر طرف نگاهم میچرخد
گل است و چمن
پروانه ای پرید
یک قناری زرد
با نغمهاش
او را تحسین میکند
چه شاعرانه است سفرم
تنم بلور سفید
گونههایم از سیب سرختر
لبم را سرخ کرده ام
اما
خبر رسید
او عنابی دوست دارد
ای داد
عناب از کجا آورم؟
هایای سنجاقک
از دو زلفم بپر
خبرم داده که زلفانم را
آشفته ستایش دارد.
سینههایم شوخ است
هوس از لابلای نفسم میریزد
جاده هم طولانیست
ای نسیم فوتی کن،
من خیالاتم را
بر سر دو راهی رسیدن و
مات شدن
محو او گشتن و آواره شدن
گم کردم
تو مرا به او ببر
