حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۸۹ اسفند ۱, یکشنبه

"آزادی"

بارها و بارها شنیده که التماسش کردم

بی‌ تفاوت از کنارم گذشت

اما

اینبار التماسم را به روی کاغذ نوشتم،

مژه‌ام قلم شد

و اشکم مُرکب

با خون مُهرش زدم

روبانی سبز به آن بستم

لوله‌اش کردم

به پای کبوتری سفید بستم

پروازش دادم به امید

 نوشته بودم:

"
خسته‌ا‌م از انتظار

عاشقانه التماس می‌کنم بیا
"

به نقطه چین فریاد کردم:

"ای "آزادی" دیگر از انتظار خسته‌ا‌م

زمستان امسال بیا

که تا بهار صبرم نیست





هیچ نظری موجود نیست: