حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه

فقط دو فصل


من خیال رفتن از کنارت را ندارم
اما دیگر طاقت ماندنی هم نمانده
هر بهار عاشق میشوی
اما نه به من
تابستان را زیر آفتاب داغ عشق 
عرق کرده به آب میزنی
اما نه با من 
پائیز که می‌رسد به آشیانهٔ برمی‌‌گردی
در آغوشم می‌کشی
زیر آفتاب مهرم زمستان را میگذرانی

هر بهار میترسم، بهاری دیگر و عشقی‌ دیگر ؟
.
.
.
گاه  آرزو میکنم 
که ای کاش زمین دو فصل بیشتر نداشت
پائیز و زمستان
مرا چه سود از بهار و تابستانی
که تو ازان دیگرانی




هیچ نظری موجود نیست: