حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه

حباب

چه زود میشکند حباب خیالی عشق

دیوار‌ها را دوباره باید ساخت

دوباره باید گلدان را کنار پنجره گذاشت

از نو بدبادک را به‌نخ بست

و موهای قاصدک را آشفته کرد

چه بازی عجیبیست

پای برهنه

کوله‌ای از بار گذشته

دستی‌ تهی از هر آنچه میخواهی‌

قلبی خسته از تپیدن‌های مکرّر

اه

سوزشی دردناک درون سینه

می‌شنوی؟

این منم،

این منم که دیوانه‌وار

به ساحل میزنم تن موجم را

این منم که در باد

پریشان می‌کنم موهایم را

نگاه کن

این منم

که روزی هزار بار عاشق میشوم

هزار بار،

هزار بار می‌بوسم برهنه وجود مرگ را

خسته ام

کاش این داستان پایانی داشت




هیچ نظری موجود نیست: