کاش با هر قدم بروی پلههای دلت
میتوانستم هزار رنگ طوسی را که پنهان کردهای ببینم
کاش هر نتی که میزدم
هر سیمی که جا به جا میشد
دلم را بی رحمتر میکرد
و فراموشم میشد
که گفتی شاهکار میسازم با قدم هایم
این قدمها
قَلَم شده بشکنند
من چه میدانستم
پلههای عشق همه سست
همه بی انصافند
و همه جادهها تو خالیست
قلبها تو خالیست
.

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر