حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۹۰ فروردین ۱۸, پنجشنبه

حالا نوبت اونه

به کنارم که نشست
از لباسم که به من چسبیده
بیشتر لمس تنم‌ شد نامرد

زیرکی چشم به اندامم داشت
آفتاب نگاه‌ش تنمو میسوزوند
ولی‌ انگار نه انگار که نگاهم میکرد

گیس آشفته کنم؟
نه بذار شونه کنم
تا که عطر موی من پخش بشه توی هوا
باز دیوونه کنم عشق نفرین شده را

بس که انتظار امدن و لمس تنش رو کشیدم
دیگه بی‌ مزه شده
دیگه از چشم من ساده که عاشق بودم

بخدا افتاده

اما چه مزه داره
که بدونی که واست میمیره

نه ولی‌ یادم هست
حالا نوبتی باشه حق اونه
بذار اون تو حسرت دوستت دارم شنیدن از من بمیره
منکه خیلی کشیدم
............حالا نوبت اونه






هیچ نظری موجود نیست: