حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۹۰ فروردین ۱۴, یکشنبه

واژه‌های تازه

دلم واژه‌های تازه
بدور از عاشقی و التماس
جدا از بهار پر شکوفه
فصل آتش و خون
گریه و خنده‌های دورغین
بند بند شعر هایی که سرچشمه‌اش پیدا نیست می‌خواهد
کسی‌ نیست نوتر از نو به این شب شعر بیاورد؟؟

قانون بشکند
سبو ویرانه کند
جانی دوباره به این
خشکیده تک درخت بید ببخشد؟

خسته شدم از
ویرانی خانه شنیدن
از ناتوانی‌ پدر
دست‌های پینه بسته مادر
شکم گرسنه فرزند
نوشتن و در هر مصرع گریه کردن
به راستی‌ مفهوم زندگی‌ این بود؟

آشنای من
خبری تازه‌تر از دیروز و امروز برایم بیاور
زندگی‌ را
برایم در فردا معنی‌ کن




هیچ نظری موجود نیست: