حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۸۹ دی ۸, چهارشنبه

چاره چیست؟

در شهر فقیران محبت گِله از بی‌ مهریست
بگمانم که در این شهر دِلی‌ را کَس نیست

گِله از ظلمت عشق است و سیاهی و گُنه
اگر این زخم قوی نیست، پس این مرهم چیست؟

سالیانیست در این شهر همه در بند غمند
گوبه اشکی، سبب این همه بدبختی کیست؟

اه، خشکید گًل مهر و وفا در تب شهر
سوختم و سوختنم در شب تو کافی‌ نیست؟

دل‌ ندانست چه شد عشق، کجا رفت رفیق
عجبا با دل‌ بشکسته چسان باید زیست؟

صد هزار رحمت آن مرد که ز من مالم برد
چاره قلب شکسته ز دغل بازان چیست؟

این چه غم‌نامه تلخیست تو گویی غزل
بخیالت که "ندا" عضو بر این پیکر نیست؟

ندا.م










هیچ نظری موجود نیست: