حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۸۹ دی ۷, سه‌شنبه

هدیه تولد از یک دوست عزیز.


هرکى يه روزى به دنيا مياد
يه روزم ميميره
تو اين فاصله بعضى ها
هر سال برا خودشون جشن مى گيرن
که چى:
...هاى مردم به گوش باشين که من اومدم
و خوشحال باشين که منو دارين
اين اتفاق جالب هرگز برا من جذابيت نداشته
که چى؟
.
.
تا اينکه روز اومدن تو شد
تو نيومدى
تو بودى
هميشه
همين جا
کنار من
تو قلب من
ومن
با هر نفسم
بودنت رو جشن مى گيرم
 
نفسم
تولدت مبارک
(اين شعر تقديم همه اون کسايي که از 1/1/1تا حالا به دنيا اومدن)
 


 


کدام پيراهنم را بپوشم
"اونى رو که تو دوست دارى اتو نداره"
يادم نيست
کدام عطرم را بيشتر دوست داشتى؟
.
...دير شده
هنوز ريشم را نزده ام
دستام مدام عرق مى کنه
چقدر امروز دلهره دارم..
اه
بازم جوراب تمييز ندارم
خيلى ديره
خانم
کجايي؟
بيا کمک کن آماده شم

با دوست دخترم قرار دارم................!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!














هجوم سرماست
درپس اين شبهاى پس از باران
.
.

...برفها روى خاک مي ريزند
.

هر دست که روزى گرم بود
ديگر به جيبهاست
.

سرها فرورفته در کلاه
انگار هيچ چشمى مهربان نيست
وتنها چيزى که به چشم مى آيد
بخار نفسهاى سرد شماست







هیچ نظری موجود نیست: