میخواهم تمام حس زنانه گیام امروز
از بند بند وجودم فریاد کند آزادی را
میخواهم فرداها را
من با دل سرشار از عشق
بروی بوم نقاشی کنم
من یک زن
باردارم از هوسهای سبز
به هر جا نگاه میکنم
زمین خاک من،
آماده پذیرش کورش و سهراب دیگریست
و در حسرت یک تولد در خون نشسته است
و من، یک زن از همین امروز
پا به ماه کورش و سهراب نو پایم
هانای خیره شده به خاک من،
ای که در فکر نابودی طفل فکر من
فکر نابودی مردان غیورم هستی
درد زایمان من فاصلهاش کمتر شد
من زنم، کورشی میاید
آه ای مرد به ناحق حاکم بر خاکم
تو از مردان ایرانم نه
آه از من تو بترس

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر