هر بار که باران رگبار کرد
به یادم گریه کن
با نسیم همراه شو
چون طوفان جان بگیر
اما مرا با باد
به دور دستها مسپار
دیر وقتی است هوس بوسه کرده لبم
به یاد من
بوسه بر لب غریبهها مگذار
ای که میسوزد از حریق آخرین نگاهت تن من
سر به بالین
جدا از من نگذار
چون عشق من شده فراموشت
دعای خیرم همیشه همراهت
یکی که در حسرتم سوزی
دگر که هرگز نروم از یادت

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر