هوا برفیست میگویی
،
دلت لبریز از شوق است خوشحالی
مبارک باد این شادی
.
.
.
و من در حسرت این برف،
سالیانیست شال و کلاه کرده
از پنجره بیرون را نگاه میکردم
...
چه زیبا مینشیند این برف
بر خیابان تنم،
گونههای سرخ کودکیم
دستهایم باز، به دور خود میچرخم
و لبهایم سیراب میشود
از ذرههای کوچک اما بسیار برف.
من عاشق برفم،
روزهای بارانی بس است
ببارای ابر، ببارم برف، ببارم برف

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر