حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه

هیچ کس اینجا نیست

هیچ کس اینجا نیست؟
برگ ها میلرزند،
باغچه سردش شده  و من شالم کافی‌ نیست.
دست را بدور او حلقه کنم؟
تو بگو من چه کنم؟
دست  من یلدا نیست طولانی
شال من کوتاه است،
هیچ کس اینجا نیست؟
دست یاری و کمک می‌خواهم.
زیر خاک سرد این باغچهٔ رو به فنا
دانهٔ امید دلم میلرزد
هیچ کس اینجا نیست؟
نیست؟
نیست؟
باغچه ام  دیگر مرد،  
تو به خود هیچ نگیر،
دیگر اصراری نیست.
دیگر اصراری نیست.
نیست،
نیست.

ندا
دسامبر
6/2010

هیچ نظری موجود نیست: