تا در آغوشت کشم ای ٔگل مرا افسانه ای
خانه ام ویران، دلم بیتاب، شدم دیوانهای
شهدِ شیرین لب عنابیت را طالبم
شب چو یلدا امشبی، ما را چرا بیگانه ای
من شدم پروانه مجلس بسوزم شب به شب
در نبود من دلا، شمع کدام پروانه ای
میل آغوشت بسوزاند مرا در هر نفس
عاشقم ، مستم، خرابم ؛ طفلِ بیماردلم را چارهای
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر