حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه

بی‌ تو سخته



 اینجورشب‌ها میفهمم
من اینجا تنها نشستم،چشا مو به در دوختم و منتظرم، بدنم هی‌ داره میلرزه و یه جور سرما رو پوستم نشسته،واسه اینکه تو نیستی‌ 
هی‌ دارم غصه میخورم، نمیدونی‌ نبودنت چقدر منو عذاب میده. هی‌ پیش خودم دارم فکر می‌کنم: اگه الان اینجا بودی تا حالا درو بسته بودی هیچ...... قفلش هم کرده بودی.....، مردم از سرما، کی‌ حال داره حالا پاشه بره درو ببنده ؟


هیچ نظری موجود نیست: