شب هایم را تو از من بگیر
دیدنی ها را تو نشانم بده ; فردا تو بیا ، فاصله را کوتاه کن
آسمانم تاریک ، تیره و دلتنگ است
اینجا هر چه باشد ناآشناست، از غریبگی میترسم
هیچ میدانی؟؟؟؟
پنجرههایم رابخار گرفته و من در حسرت یک قطره نور پشت آن هرروز ، خدا را گریه میکنم
تو فراموشت شد که اتاقم سرد است
من گوشهٔ این اتاق سرد به مجازات عبد محکومم و بجز زندانبان هیچکس اینجا نیست
شب هایم را از من بگیر که این اتاق تاریک هیچ کشیدن ندارد.
فاصله ها را کوتاه کن ، شب را به غریبه ها بسپار
شب را بهغریبه ها بسپار... ای عزیز....من سالهاست که آشنای توام .
....نوامبر ۲۰۱۰..........ندا .....
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر