حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه

خسته ام؛

خسته ام؛ 
خسته تر از هر چه که اندیشه کنی

مثل یک ساقهٔ نیلوفر خیس که دگر خسته شده از نَمِ آب،

مثل یک قاصدک پیر و سپید که درونش همه میل است به خواب
تن من محتاج است به تو ای نور بتاب

تو بتاب ای خورشید؛ ای سرا پا همه گرم،
مثل یک جنگل آکنده ز سبز، که ندیده است بجز سبزی خویش
دل من در هوس دیدن رنگی‌ دگر است.

مثل یک نای, دهان بسته؛ پر از ضَجه و جیغ
هوس یک فریاد؛ از نِیَم میجوشد
دل من طوفانیست

تو بیا تازه بکن ذهن مرا؛ من ز هر خسته که گوئی بخدا خسته ترم
تن من محتاج است به تو ای مهر بیا ؛ تو بتاب
تو بتاب ای خورشید؛  ای سرا پا همه گرم

من ز هر خسته که اندیشه کنی، بخدا خسته ترم

Neda,

هیچ نظری موجود نیست: