دیشب در تاریکی اتاق
انگار دستت به گونه ام لغزید
آه
کاش با دستانت
که به اندازه قلبم خوب است
این گیره را امشب
تو از موهایم بازکنی
کاش انگشتانت لابلای موهایم
گم میشد.
کاش موهایم را تو شانه میزدی قبل از خواب
*
*
*
راستی میدانی
هر شب اینجا باد
از نبودنت سؤ استفاده میکند؟
موهایم را آشفته میکند
آشفته کردنش
مرا به یاد تو میاندازد
اما
بی انصاف
شانه زدن بلد نیست.
پأیز، زمستان،
آه
بهار هم گذشت.
تابستان بیا
آخر فصل تابستان
باد از این شهر فراریست
Neda December 15, 2010
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر