یک شب آهسته به نرمی خیال
به تو ره خواهم داد
مثل یک پیچک وحشی و جسور
به تو خواهم پیچید
شایدم چون آتش
ز تو فریاد کشم شعلهی خویش
به چه اندیشه کنی سبزه نگاه؟
فصل روئیدن گلهای من است
یک شب آهسته مثال گل سرخ
در تو خواهم روئید
من به هر گوشه سبزی نگاه تو عزیز
یک قدح کاسه خون میریزم
تا تو سرخی مرا بشناسی
که میان من و سرخی شراب
سالها فاصله است
به تو ره خواهم یافت
و سپس چون خورشید
خبر از صبح دگر خواهم داد
ندا
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر