دوش در دریای چشمت ماهی رقصان شدم
اتشی در بزم یاران، شعلهای تابان شدم
اسم تو پیراهنی شد بر وجودم شرم باد
صد هزاران مرتبه آباد و پس ویران شدم
شرح عشقم را به هر کس کو روایت میکنم
گویدم دیوانهام چون عاشق باران شدم
گر نباشد میل وصلت کی کِشم این طُوق درد؟
من ز عشقت در بدر در کوی رسوا یان شدم
این مرا بسای عزیز از دور باشد یک سلام
ترک آغوشم مکن، بی دین و بی ایمان شدم
Neda 17/Dec. 2010
اتشی در بزم یاران، شعلهای تابان شدم
اسم تو پیراهنی شد بر وجودم شرم باد
صد هزاران مرتبه آباد و پس ویران شدم
شرح عشقم را به هر کس کو روایت میکنم
گویدم دیوانهام چون عاشق باران شدم
گر نباشد میل وصلت کی کِشم این طُوق درد؟
من ز عشقت در بدر در کوی رسوا یان شدم
این مرا بسای عزیز از دور باشد یک سلام
ترک آغوشم مکن، بی دین و بی ایمان شدم
Neda 17/Dec. 2010
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر