سرنوشت نقاشیست؟
شایدم نقاش است.
قلمی برداشته،
روی بوم ساده ی زندگیم
نقشه عمر یکی پس یکی پیش
آنقدر پیچیده
که اگر هزار و صد بار در آیینه نگاهش بکنم،
باز هم شک دارم
به خودم، به خطوط، به همین نقاشی،
من فقط قفسی میبینم که در آن یک قناری به خودش میپیچد.
آن قناری که بیتاب به قفس پابند است منم؟ یا که توئی.
Neda
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر