حــــریر سبـز خـیال

www.harir-sabz-khial.com

۱۳۸۹ دی ۱, چهارشنبه

وقت شیرین وصال

چو بهارانی زمستانم را
فصل گرمی و تابستانی
.
به کدامین رنگ
بی‌ دغدغه فریاد کنم نام ترا؟
که حسودی نکند مرغ سحر
،
نشود حلق اویز،
این دل نازک ابریشمی سنجاقک
.
به کدام سبزی
من ترا نقش کنم‌ای همه سبز؟

بوم من بی‌ رنگ است
قلم‌مویم کهنه
.
تو خودت میدانی‌ای همه سبز
دل این باغچه
بس شیشه‌ای و شکستنیست،
سبز او‌ پیش تو هیچ است عزیز
.
تو بگو جان دلم،
چه کنم بهانه‌ام ،
تا که ترا
نفسم نامم و هر بار ترا
به درونم بکشم
.
نکند هوا دلش تنگ شود؟
فصل باریدن او‌ نزدیک است

من برای پوشش اشکهایم
وقت شیرین وصال
باران می‌خواهم.


 Neda December 13/2010


هیچ نظری موجود نیست: